عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

641

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

آمده است كه مؤمن را بكشد ، چنان كه در قصّهء مقيس ضبابه گفتيم . ديگر وجه آنست كه اگر چه در حق مؤمن آمده است ، فجزاؤه جهنّم گفت ، و در خبر است از مصطفى ( ص ) كه گفت : هو جزاؤه ان جازاه . و ابن عباس گفت نيز : و هو جزاؤه ، ان شاء عذّبه و ان شاء غفر له . ميگويد : پاداش وى اينست ، اگر خواهد كه پاداش وى كند . و نه هر جاى كه ربّ العزّة گفت كه جزاء وى اينست ، آن بر معنى وجوب باشد ، يعنى كه استيفاء « 1 » آن واجب بود ، نبينى كه جاى ديگر گفت : إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ الآية . پس كس باشد از محاربان كه ازين عقوبتها كه ربّ العزّة گفت ، بر وى هيچ چيز « 2 » فرو نيايد ، تا از دنيا بيرون شود ، و جاى ديگر گفت : وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها ، آن گه گفت : فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ . جزاء سيّئة اثبات كرد ، آن گه عفو در آن روا داشت ، بلكه بر عفو تحريض كرد ، همچنين جزاء قاتل بيان كرد از وعيد و تخليد ، لكن روا باشد كه عفو كند ، و دليل بر درستى اين سخن آنست كه ربّ العزّة جلّ جلاله چون كفر روا نداشت كه بيامرزد ، سخن بر مخرج خبر بيرون داد ، نه بر مخرج وعيد ، و ذلك فى قوله تعالى : وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلهٌ مِنْ دُونِهِ ، فَذلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ . و خلف در جز حق جلّ جلاله روا نباشد ، و در حق قاتل سخن بر مخرج وعيد بيرون داد نه بر مخرج خبر ، گفت : فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ ، و خلف وعيد در حق اللَّه جلّ جلاله كرم و فضل باشد . امّا آنچه گفت : خالِداً فِيها اهل معانى گفته‌اند : كه معنى خلود ديگر است ، و معنى تأبيد ديگر ، نه هر جا كه ذكر خلود است بر معنى تأبيد است . قال اللَّه تعالى : وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ . معلومست كه خلد اينجا بمعنى فنا و زوال است دنيا را ، نه بمعنى تأبيد . جاى ديگر گفت : أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ ؟

--> ( 1 ) - نسخهء ج : استقبال . ( 2 ) - نسخهء ج : هيچيز .